علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - گزارشى از پايان نامه ها - هدايتى زاده نجف

گزارشى از پايان نامه ها
هدايتى زاده نجف



الف) مقطع كارشناسى ارشد علوم سياسى
١) انديشه سياسى سيد جعفر كشفى
آقاى عبدالوهاب فراتى پايان نامه خود را در زمستان ١٣٧٧ با عنوان ((انديشه سياسى سيد جعفر كشفى)) كه با راهنمايى دكتر حاتم قادرى و مشاوره حجه الاسلام والمسلمين ابوالفضل شكورى تنظيم كرده بود, مطرح و به دفاع از آن پرداخت. وى در پاسخ به اين سوال اصلى كه ((ديدگاه كشفى درباره ويژگى ها و انواع دولت بر چه چيزى استوار است؟)) اين فرضيه را ارايه داد: ((داورى كشفى درباره ويژگى ها و انواع دولت, مبتنى بر ديدگاهى است كه او راجع به ماهيت عقل و جهل و كيفيت اتصال آنها با عالم ناسوت دارد.)) و نتيجه گرفت كه نقطه آغازيى و محورى انديشه سياسى كشفى عقل و جهل است. او معتقد است عقل بعنوان صادر اول, نخستين منطوقى است كه از كتم عدم پا به عرصه وجود نهاده و با يك فاصله زمانى موهوم از قوس وجوب و قدم پروردگار حدوث يافته است, كشفى عقل را همان شرع اما در قالبى ديگر مى داند. جهان در جهان شناسى كشفى عرصه گشت و بازگشت (ادبار و اقبال) عقل و مواجهه آن با جهل است. از نظر وى اين ادبار و اقبال عقل كه از هبوط حضرت آدم(ع) آغاز و تا پايان دنيا فرجام مى يابد در كنار ستيز هميشگى اش با جهل, سرنوشت محتوم جهان و تاريخ بشريت است. در واقع او جهان را آميخته اى از عقل و جهل مى داند و در تلاش است تا جامعه, تاريخ و انواع دولت را بر اساس آن دو تبيين نمايد. دولت در انديشه او يا حق است و يا باطل. دولت حق يا مدينه الهيه, تنها در زمانى ميسر است كه حضور عقل يا روح مهدى ممكن باشد. چنين امكانى در دو مقطع از تاريخ بشر رخ داده و يا رخ مى دهد. دولت فقه اوليه, امامت ائمه, رياست حكمت و رياست افاضل, گونه هايى از دولتند كه در عصر نبوت مى توانند ثمره اخرويه و بقائيه را بر حيات اهل مدينه مترتب سازند. دولت حقه ثانويه نيز كه در عصر ولايت برپا مى گردد كاملترين دولتى است كه ابنإ عقل در پناه آن به بالاترين فضايل انسانى دست مى يابند. از نظر كشفى مشروعيت دولت دينى در عصر غيبت برخاسته از ميزان ارتباط حاكم دينى با عقل كل و اشاعه خيرات و ازاله شرور است و مردم نيز وظيفه دارند تا از چنين دولتى اطاعت كنند. در نهايت به دولتى كه از معيارهاى او خارج است لقب جائر مى دهد. سازماندهى پايان نامه شامل مقدمه, عصر كشفى, زندگى, روش شناسى, جهان بينى, انسان شناسى, دولت شناسى, فرجام شناسى و نتيجه گيرى مى باشد.

٢) مسإله آزادى در فقه سياسى معاصر شيعه
آقاى منصور ميراحمدى پايان نامه خود را در زمستان ١٣٧٧ با عنوان ((مسإله آزادى در فقه سياسى معاصر شيعه)) كه با رهنمايى حجه الاسلام والمسلمين دكتر داوود فيرحى و مشاوره دكتر حسين بشيريه تنظيم كرده بود, را مطرح و به دفاع از آن پرداخت. وى در پاسخ به اين سوال اصلى كه ((رابطه مفهوم آزادى با مفهوم ولايت در فقه سياسى معاصر شيعه چيست؟)) اين فرضيه را ارايه داد: مفهوم و رابطه آزادى و ولايت در فقه سياسى معاصر شيعه بر اساس مبانى مختلف كلامى و اصولى ـ فقهى فقها, تفاسير متعددى پيدا كرده است. و نتيجه مى گيرند كه آزادى در فقه سياسى شيعه بعنوان يك مفروض تلقى گرديده و علما و فقها از محدوديتهاى آزادى سخن گفته اند, آزادى در علم كلام در قالب مباحثى از قبيل طلب و اراده, جبر و اختيار, اصل اباحه و عدم تكليف و تقدم آن بر اصل تكليف طرح شده است. وى معتقد است مبانى مختلف كلامى و اصولى ـ فقهى تإثير زيادى بر رابطه آزادى و ولايت داشته است. اين مبانى همراه با فقدان نص و استظهار ادله ولايت در دوران غيبت از مهمترين عوامل اختلاف ديدگاههاى فقهاى شيعه درباره رابطه آزادى و ولايت مى باشد.
آقاى ميراحمدى با توجه به سازگارى يا ناسازگارى جدى ميان دو مقوله آزادى و ولايت ديدگاههاى فقهاى شيعه را دسته بندى مى نمايد.
الف) در ديدگاه هاى ((جواز تصرف در دوران غيبت)), ((ولايت فقيه در امور حسبيه)) و ((ولايت فقيه در اجراى حدود و قضاوت)) آزادى به عنوان يك مسإله مطرح نشده و ناسازگارى جدى ميان آزادى و ولايت وجود ندارد.
ب) در ديدگاههاى ((ولايت عام فقيه در چارچوب احكام فرعى الهى)), ((ولايت مطلقه فقيه)) و ((ولايت انتخابى فقيه)), آزادى به عنوان يك مسإله مطرح شده و ناسازگارى جدى ميان آزادى و ولايت وجود دارد.
طرفداران ديدگاه هاى اخير با تمسك به اصولى از قبيل قاعده لطف, تداوم ولايت در دوران غيبت, تقدم ولايت بر آزادى بر اساس اصل حكومت و تفسير آزادى و ولايت بر اساس اصل استظهار, تلاش كرده اند ميان آزادى و ولايت تعادل و توازن به وجود آورند.
سازماندهى پايان نامه شامل مقدمه, مفهوم آزادى در فقه سياسى شيعه, مفهوم ولايت در فقه سياسى شيعه, رابطه آزادى و ولايت, خاستگاه تاريخى و نظرى; تلاش هاى فكرى براى حل معماى آزادى و ولايت, آزادى و ولايت در فقه سياسى شيعه و نتيجه گيرى مى باشد.

ب) مقطع كارشناسى علوم سياسى
١) رابطه ايدئولوژى و سياست خارجى در دولت اسلامى
آقاى داود رادمند پايان نامه خود را در زمستان ١٣٧٧ با عنوان ((رابطه ايدئولوژى و سياست خارجى در دولت اسلامى)) كه با راهنمايى حجه الاسلام والمسلمين دكتر داود فيرحى و مشاوره آقاى محمد ستوده آرانى تنظيم كرده بود, مطرح و به دفاع از آن پرداخت. وى در پاسخ به سوال اصلى كه ((آيا رابطه اى بين ايدئولوژى و سياست خارجى در دولت اسلامى وجود دارد؟)) اين فرضيه را ارايه دادند: ((بين ايدئولوژى دولت اسلامى و سياست خارجى آن دولت رابطه مثبت وجود دارد)) و نتيجه مى گيرند كه على رغم وجود اشتراكات فراوان ميان اعضاى امت اسلامى, شاهد واگرايى هايى در بين جوامع اسلامى هستيم. نخستين واگرايى در جهان اسلام واگرايى سياسى است كه براساس برداشتهاى ايدئولوژيك كشورهاى اسلامى بر موضع گيريهاى سياسى و اتخاذ تصميمات متفاوت آنان در صحنه هاى جهانى مى انجامد. در اين تحقيق ضمن مقايسه تطبيقى چهار نوع ايدئولوژى اسلامى (ناسيوناليسم اسلامى, سوسياليسم اسلامى, دموكراتيك اسلامى و جمهورى اسلامى ايران) واكنش متفاوت هر يك از كشورهاى داراى اين ايدئولوژى در خصوص مسإله فلسطين و جنگ تحميلى عراق عليه ايران مورد بررسى قرار گرفته است و بيان مى نمايد رابطه ايدئولوژى با سياست خارجى تنها در ايدئولوژى جمهورى اسلامى ايران مثبت ارزيابى شده اما در ساير كشورهاى اسلامى رابطه بين ايدئولوژى با سياست خارجى يا بسيار اندك بوده و يا اصلا وجود نداشته است.
سازمان دهى پايان نامه شامل مقدمه, مفاهيم و كليات, سياست خارجى, انواع ايدئولوژيهاى اسلامى معاصر, ايدئولوژى جمهورى اسلامى ايران, رابطه ايدئولوژى و سياست خارجى در كشورهاى اسلامى, رابطه ايدئولوژى و سياست خارجى در جمهورى اسلامى ايران و نتيجه گيرى مى باشد.

٢) نقش روحانيت در دوره پهلوى
آقاى حسين رمضانى پايان نامه خود را در زمستان ١٣٧٧ تحت عنوان ((نقش روحانيت در دوره پهلوى)) كه با راهنمايى دكتر سيد رحيم ابوالحسنى و مشاوره آقاى سيد حسين فلاح زاده تنظيم كرده بود, مطرح و به دفاع از آن پرداخت. وى در پاسخ به سوال اصلى ((نقش روحانيت در دوره پهلوى اول (رضا شاه) چه بوده است؟)) اين فرضيه را ارايه داد: ((روحانيت به دنبال تهديد قدرت رضا شاه بود)) و نتيجه گرفت كه على رغم سيطره قدرت رضا شاه بر كشور و اقدامات ضد دينى و ضد مذهبى وى از جمله كشف حجاب, تغيير لباس, تغيير قوانين قضايى و حقوقى, تغيير نظام آموزشى و جلوگيرى از مجالس عزادارى و روضه خوانى, روحانيت به دنبال محدود كردن و كاستن قدرت رضاشاه بودند. در اين دوره علما و روحانيونى چون آيه الله سيد حسن مدرس, آيه الله حاج آقا نورالله اصفهانى, آيه الله شيخ محمد تقى بافقى يزدى و آيه الله شيخ عبدالكريم حايرى يزدى در مقابل اقدامات ضد دينى و مذهبى و خلاف قانون رضا شاه ايستادگى و موضع گيرى مى كردند از مهمترين موضع گيريها مى توان به مخالفت با قرارداد ١٩١٩م وثوق الدوله ـ كاكس, مقابله با جمهورى فرمايشى رضاخان, قيام حاج آقا نورالله اصفهانى, اعتراض به قانون نظام اجبارى, اعتراض به بى حجاب بودن خانواده رضا شاه, تإسيس حوزه علميه قم, اعتراض به كشف حجاب, متحد الشكل بودن لباس و واقعه مسجد گوهرشاد اشاره نمود. اين موضع گيريها نشان مى دهد روحانيون و علماى مورد بحث نه تنها درصدد بسط و گسترش قدرت رضا شاه نبودند بلكه در حد امكان در مقابل اقدامات و استبداد رضاخان عكس العمل نشان مى دادند.
سازماندهى پايان نامه شامل مقدمه, تاريخچه پيدايش سلسله پهلوى, ساختار اجتماعى و سياسى ايران دوره پهلوى اول, شخصيتهاى مهم روحانيت و اهم مواضع آنها در جهت تحديد قدرت رضاشاه و نتيجه گيرى مى باشد.

٣) بحران هاى حكومت على(ع)
آقاى ابراهيم نعمتى پايان نامه خود را در زمستان ١٣٧٧ تحت عنوان ((بحرانهاى حكومت على عليه السلام)) كه با راهنمايى دكتر سيد رحيم ابوالحسنى و مشاوره حجه الاسلام والمسلمين دكتر داود فيرحى, تنظيم كرده بود, مطرح و به دفاع از آن پرداخت. وى در پاسخ به اين سوال اصلى كه ((ريشه بحرانهاى سياسى در حكومت حضرت على عليه السلام چه بود؟)) اين فرضيه را ارايه مى دهد: ((ناهمخوانى شخصيت على عليه السلام با ساختار فرهنگى, اجتماعى جامعه اش عامل بحران بود)) و نتيجه مى گيرد كه ساخت سنتى جامعه عرب بر فرهنگ موروثى عرب استوار بود و ساختار حاكم بر حجاز همان ساختار قبيله اى بود. در اين ساختار اعطاى مقامات و توزيع منابع قدرت بر افراد نزديك و اقوام درجه يك رئيس قبيله مى رسيد. پيامبر اسلام(ص) توانست در تعارض با اين ساخت سنتى پيروز گردد و با تإسيس دولت مدينه نمادهاى جديدى بر محور اسلام بوجود آورد كه با رحلت پيامبر(ص) ساخت موروثى مجددا غلبه يافت. و منافع طبقاتى و تعصب عربيت هدف قرار گرفت. در زمان حكومت حضرت على(ع) مبناى فرمانرويى حضرت قرآن و سنت پيامبر(ص) بود كه از خصيصه هاى آن عدالت, حق, قانون, وحدت آحاد, تفكيك حوزه خصوصى از حوزه عمومى, عدم تعصب خونى و سرزمين بود و به همين دليل نمايندگان جامعه سنتى يا اشراف در برابر حضرت موضع گرفتند و با تطميع مردم از بيت المال و تحريك عصبيت و جزمگرايى آنها بر عليه حكومت امام على(ع) شوريدند و جنگها و شورشهاى داخلى براى اسقاط حكومتش به راه انداختند و با غلبه يافتن حكومت غير قانونى و خودكامه شام, ثبات دولت اسلامى على(ع) را برهم زدند.
سازماندهى پايان نامه شامل طرح تحقيق, تإثيرات فرهنگ سياسى بر رفتار سياسى و ساختار سياسى, ساختار فرهنگى, اجتماعى و سياسى جامعه عرب, ساخت فرهنگى, اجتماعى و سياسى حكومت حضرت على(ع), جنگها و بحرانهاى متإثر از تعارض فرهنگ و ساختار سياسى حكومت على(ع) با جامعه سنتى عرب و نتيجه گيرى مى باشد.